همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

دفترچه خاطرات دکتر فاطمی در دستان احمدی‌نژاد

درگذشت پریوش سطوتی در بیمارستان سنت مری لندن، در سن ۸۹ سالگی، نه صرفاً به این دلیل مورد توجه قرار گرفت که همسر دکتر سید حسین فاطمی، وزیر خارجه دولت ملی دکتر محمد مصدق بود، بلکه زندگی پرماجرا و وقایعی که نام او را در برهه‌هایی به تیتر خبرها تبدیل کرده بودند نیز در این اهمیت نقش داشت. اگرچه او تنها برای مدتی کوتاه با دکتر فاطمی زندگی مشترک داشت، اما یادگارهایی از این زندگی بر جای مانده است که همچنان در تاریخ معاصر ایران اهمیت دارند. در کنار این‌ها، جنجال‌هایی که در سال‌های ۸۷ تا ۹۰ خورشیدی حول او شکل گرفت، بار دیگر نامش را مطرح کرد.

 

ماجرای این جنجال‌ها از اوایل سال ۱۳۸۷ آغاز شد؛ زمانی که پریوش سطوتی پس از سال‌ها دوری از ایران، به دعوت رسمی اسفندیار رحیم مشایی، رئیس وقت شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، به تهران آمد تا در نشستی شرکت کند. این سفر در چارچوب همایشی برای ایرانیان مقیم خارج برنامه‌ریزی شده بود. اما اتفاقات بعدی باعث شد که این سفر، برای او و مقامات ایرانی، پیچیدگی‌هایی به همراه داشته باشد.

اقامت طولانی و بازداشت

پس از اتمام نشست، پریوش سطوتی در محل اقامت خود، هتل لاله، ماندگار شد. اقامت طولانی او در این هتل، که تمامی هزینه‌هایش از سوی شورای عالی ایرانیان پرداخت می‌شد، گمانه‌زنی‌هایی را در میان نیروهای امنیتی به همراه داشت. در نهایت، او بازداشت شد و این موضوع بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها یافت.

در خرداد ۱۳۹۰، او از بازداشت آزاد شد. همان زمان، دادستان وقت تهران، عباس جعفری دولت‌آبادی، در گفت‌وگویی اظهار کرد:
«درباره اموال برخی ایرانی‌ها، ملاقات‌هایی که خانم سطوتی داشته‌اند، و همچنین طلاهایی که همراهشان بوده، تحقیقات مفصلی صورت گرفته و این تحقیقات همچنان ادامه دارد.»

این جمله «تحقیقات ادامه دارد» به معنای آن بود که موضوع به‌طور کامل بسته نشده است، هرچند در عمل، او پس از مدتی اجازه یافت ایران را ترک کند و به لندن بازگردد.

 

هدیه دفترچه خاطرات به احمدی‌نژاد

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های این سفر، دیدار پریوش سطوتی با محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت ایران، بود. این دیدار با استقبال گرم احمدی‌نژاد همراه بود و سطوتی در این ملاقات، دفترچه خاطرات دکتر فاطمی را که در دوران زندان نوشته شده بود، به او هدیه کرد. سطوتی بعدها درباره این دفترچه توضیح داد:
«این دفترچه خاطرات روزهای زندان حسین است که بعدها پرستاری آن را به من رساند. این دفترچه در تمام این سال‌ها همراه من در لندن بود. بسیاری خواستند آن را بخرند، اما من اهل این کار نبودم. وقتی به ایران آمدم، تصمیم گرفتم این یادگار ارزشمند را به آقای احمدی‌نژاد بدهم.»

اما چرا سطوتی این دفترچه را به احمدی‌نژاد اهدا کرد؟ برخی این اقدام را نشانه‌ای از تأیید رئیس‌جمهور وقت از سوی او دانستند، اما او خود در این‌باره توضیح داد که دلیل اصلی این تصمیم، توصیه اسفندیار رحیم مشایی بوده است. همچنین درباره دیدار با احمدی‌نژاد گفت:
«وقتی به ایران آمدیم، اولین ملاقاتمان با آقای رحیم مشایی بود. من ایشان را نمی‌شناختم، ولی از همان روز اول مهر بزرگی از آقای مشایی در دل ما جای گرفت. بعد از آن، دیداری با آقای احمدی‌نژاد داشتیم که بسیار احساسی بود و همه در آن جلسه گریه کردیم.»

او حتی در پیام تبریک نوروز ۱۳۹۰، طرح هدفمندی یارانه‌ها را ستود و آن را «موفقیتی تاریخی» خواند که به نفع قشرهای محروم جامعه است و تحریم‌های غرب را بی‌اثر کرده است.

 

تناقض‌های تاریخی

این اقدامات اما با واکنش‌های مختلفی همراه شد. برخی منتقدان بر این باور بودند که تجلیل از دکتر فاطمی، به عنوان راه مصدق، با حمایت از سیاستمدارانی که رویکردی متفاوت داشتند، در تضاد است. این تناقض، بحث‌هایی را در محافل سیاسی و رسانه‌ای برانگیخت. با این حال، خود سطوتی این موضوع را به گونه دیگری توضیح داد:
«آقای احمدی‌نژاد با آن رویه‌های مردمی که مورد قبول دکتر فاطمی بود، همخوانی دارد. او را مردمی و صادق دیدم و احساس کردم که می‌توانم به او اعتماد کنم.»

 

ارتباطات خانوادگی

نام پریوش سطوتی همچنین یادآور یکی از شخصیت‌های جنجالی دوران انقلاب است: سپهبد مهدی رحیمی، فرماندار نظامی تهران در زمان انقلاب و از اولین اعدامیان پس از پیروزی انقلاب. او باجناق دکتر فاطمی و شوهر خواهر سطوتی بود. این ارتباط خانوادگی نیز باعث شده بود که توجهات بسیاری به زندگی سطوتی جلب شود.

 

فرزند و سرنوشت او

فرزند مشترک پریوش سطوتی و دکتر فاطمی، سیروس، نیز از شخصیت‌های کمتر شناخته شده این خانواده است. او که در لندن زندگی می‌کرد، به ندرت در رسانه‌ها حاضر می‌شد و حتی زبان فارسی را نیز به خوبی نمی‌دانست. گفته می‌شود که مادرش او را از سیاست و زندگی در سایه نام پدر دور نگه داشته بود. مسعود بهنود، نویسنده و روزنامه‌نگار، در کتاب خود از او با نام «علی دوساله» یاد می‌کند، اما بعدها مشخص شد که او در انگلستان با نام سیروس به وکالت مشغول بوده است.

 

بازگشت به لندن

پریوش سطوتی، پس از جنجال‌های حضور در ایران و بازداشت کوتاه‌مدتش، به لندن بازگشت. او تا پایان عمر، از سرنوشت دفترچه خاطرات دکتر فاطمی ابراز نگرانی می‌کرد و بارها گفت که نمی‌داند این یادگار ارزشمند اکنون در دست چه کسی قرار دارد.

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

ده + 17 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

زندگی حاج علی رزم آرا از همان آغاز، شبیه زندگی یک سیاستمدار کلاسیک نبود؛ او در سال ۱۲۸۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و از دل یک خانواده نظامی بیرون آمد. پدرش، سرهنگ محمدخان رزم‌آرا، افسر توپخانه و رئیس مدرسه صاحب‌منصبان بود و برخی منابع او را وابسته به شبکه‌ای از خانواده‌های قدیم نظامی و دیوانی اواخر قاجار می‌دانند. این پیشینه باعث شد مسیر او از خیلی زود به ارتش و انضباط نظامی گره بخورد، نه به بازار و نه به دستگاه دیوانی متعارف. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدارس آلیانس، اقدسیه و دارالفنون گذراند و در هفده‌سالگی وارد مدرسه نظام شد. سپس برای فراگیری آموزش نوین نظامی به فرانسه رفت و دوره آکادمی نظامی سن‌سیر را گذراند؛ بریتانیکا زمان فراغت او از سن‌سیر را ۱۹۲۵ ثبت کرده است. همین آموزش اروپایی، از رزم‌آرا یک افسر صرفاً میدانی نساخت؛ بلکه او را به چهره‌ای تبدیل کرد که هم نظم ارتش مدرن را می‌شناخت و هم به برنامه‌ریزی، نقشه، سازمان و دانش نظامی به‌مثابه «علم» نگاه می‌کرد. پس از بازگشت به ایران، او در کارزارهای تثبیت اقتدار دولت مرکزی در مناطق مختلف، از جمله کردستان، لارستان و لرستان، نقش گرفت. سپس به مدیریت دانشکده افسری تهران رسید و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی مدیر دانشکده صاحب‌منصبان تهران شد. در این دوره، چهره‌ای از او ساخته شد که بعدها در سراسر عمر سیاسی‌اش باقی ماند: افسر درس‌خوانده، سخت‌گیر، بلندپرواز و معتقد به تمرکز قدرت دولتی. برای هوادارانش، این ویژگی‌ها نشانه کارآمدی بود؛ برای منتقدانش، نشانه تمایل به اقتدارگرایی. یکی از وجوه کمتر دیده‌شده زندگی حاج علی رزم آرا، علاقه و فعالیت جدی او در جغرافیای نظامی بود. او در تهران مأمور تشکیل دایره جغرافیایی ارتش شد، در دانشگاه جنگ تاکتیک، نقشه‌خوانی و جغرافیای نظامی تدریس کرد و آثاری با نام او در حوزه «جغرافیای نظامی ایران» ثبت شد. در فهرست‌های کتابشناختی نیز «فرهنگ جغرافیایی ایران» به‌عنوان مجموعه‌ای که توسط دایره جغرافیایی ستاد ارتش و زیر نظر سپهبد علی رزم‌آرا در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ سامان یافته، ثبت شده است. همین کارنامه فکری باعث شده است بخشی از تصویر تاریخی او صرفاً به «نخست‌وزیر مخالف ملی شدن نفت» تقلیل پیدا نکند و به‌عنوان یک افسر-تکنوکرات نیز محل توجه باشد. 
ارتباط، شاهرگ حیاتی تولید محتواست، اما برای ما در «راوکده»، این پیوند فراتر از اعداد و ارقام، یک تعهد انسانی است. در این ۸۸ روز که دسترسی به اینترنت بین‌الملل قطع و پل‌های ارتباطی معمول فروریخت، روزهای سختی بر همه ما گذشت. ما این ایام را با قلبی سنگین از وقایع اخیر، سایه جنگ و سوگ هم‌وطنان عزیزمان سپری کردیم؛ عزیزانی که هر کدام قصه‌ای ناتمام بودند.در میان این اندوه و سکوت، باور داشتیم که «آگاهی» و «روایت»، تنها دارایی ما برای دوام آوردن است. قصه‌ها نباید ناتمام می‌ماندند، چرا که قصه، تنها ریسمان اتصال ما به حقیقت و تاریخ است. در این گزارش، نگاهی می‌اندازیم به آنچه در این ۸۸ روز بر خانواده راوکده گذشت و چطور تلاش کردیم با تکیه بر زیرساخت‌های بومی، چراغ پادکست و مجله را روشن نگه داریم.
عباس زریباف از آن نام‌هایی است که اگرچه در حافظه عمومی جامعه چندان شناخته‌شده نیست، اما در تاریخ امنیتی دهه ۶۰ ایران، جایگاهی بحث‌برانگیز دارد. او در برخی روایت‌های منتشرشده، به‌عنوان یکی از نفوذی‌های سازمان مجاهدین خلق در اطلاعات سپاه پاسداران معرفی می‌شود؛ فردی که توانست تا درون ساختارهای حساس اطلاعاتی راه پیدا کند و از درون، بر روند برخی رخدادهای مهم اثر بگذارد.
```