همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بینالملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم |
کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده
پاندمی بزرگی، که دست کم 250 میلیون نفر قربانی گرفت و خیلی از معادلات اجتماعی سیاسی تاریخ بشر رو تحت تاثیر قرار داد.
راوی: محمدعلی نامه ای
زمان انتشار:
اسپانسر این قسمت
قابل شنیدن و تماشا از همین صفحه، و تمامی پادگیرهای معتبر جهانی و یوتیوب
نکات مهم پیش از استفاده
۱. فید رسمی پادکست «راوکده» تحت قوانین بینالمللی کپیرایت محافظت میشود و انتشار یا اشتراکگذاری این فایل در هر کانال، گروه، سایت یا پلتفرمی ممنوع بوده و در صورت تخلف پیگیری قانونی میشود.
۲. این فایل فقط برای استفاده شخصی شنوندگان و در شرایط قطعی اینترنت ارائه شده و نباید برای دیگران ارسال یا منتشر شود. در صورت بروز مشکل در پخش، خطا را از طریق چت گزارش دهید.
۳. تولید هر اپیزود از راوکده زمان و هزینه زیادی دارد. در شرایط قطعی اینترنت و اختلال در پلتفرمها، راوکده تنها پادکستی است که این امکان را از طریق سایت خود فراهم کرده و در این وضعیت عملا هیچ درآمدی ندارد. اگر دوست دارید راوکده بتواند به انتشار ادامه دهد، میتوانید از طریق لینک حمایت، با پرداخت مبلغ دلخواه از ما پشتیبانی کنید.
با کلیک روی گزینه زیر متعهد میشوم از اشتراکگذاری این فایل خودداری کنم.
با توجه به قطعی اینترنت بینالملل، اَبزار پخش آنلاین اپیزود (بخش پایینی) موقتاً در دسترس نیست. در صورتی که کاربر داخل کشور هستید، میبایست از دکمه "پخش آفلاین" موجود در کادر بالا برای پخش اپیزود استفاده کنید. ضمنا برخی ویدئوکست ها هم در آپارات قرار گرفته است.
ویدئوکست مرتبط
نکتهبرای تماشای نسخه تصویری این اپیزود از داخل کشور، به ابزار تغییر آیپی نیاز دارید. البته بهتازگی برخی از ویدئوکستهای راوکده علاوه بر یوتیوب، در کانال آپارات راوکده نیز منتشر میشوند. همچنین توجه داشته باشید که در بخش ویدئوکستها، علاوه بر نسخه تصویری اپیزودهای اصلی، محتواها و ویدئوکست هایی منتشر میشود که نسخه صوتی ندارند و بهصورت اختصاصی برای لاین ویدئوکست راوکده تولید شده اند.
در این اپیزود میبینید و میشنوید که...
پاندمی بزرگی، که دست کم ۲۵۰ میلیون نفر قربانی گرفت و خیلی از معادلات اجتماعی سیاسی تاریخ بشر رو تحت تاثیر قرار داد.
این قسمت تقدیم میشود به تمام بانوان و مادران این روزهای سرزمین. روایت سیمین فقط داستان موفقیت ادبی نیست؛ داستان رابطه پیچیده او با جلال آلاحمد هم هست. از آشنایی در مسیر اصفهان به تهران و ازدواجی متفاوت، تا رنج بیفرزندی، انتشار جنجالی سنگی بر گوری و نامهای که سالها بعد تصویر عاشقانه این رابطه را ترک انداخت: نامه هیلدا. زمستان ۱۳۴۱، نامهای درباره سفر جلال به اسرائیل و زنی به نام هیلدا به دست سیمین رسید؛ نامهای که برای او فقط نشانه یک خیانت نبود، بلکه به مسئلهای بزرگتر تبدیل شد: شأن زن، کرامت فردی، استقلال عاطفی و حق ایستادن در برابر تحقیر در جامعهای مردسالار. اگر میخواهید بدانید سیمین دانشور چگونه به صدای زن ایرانی در ادبیات معاصر تبدیل شد، چرا سووشون هنوز خوانده میشود، و چرا زندگی او همچنان محل بحث و قضاوت است، این اپیزود را از دست ندهید.
محمدعلی فروغی؛ ادیبِ سیاستمداری که در حساسترین پیچهای تاریخ معاصر ایران یکبار آغاز را نوشت و یکبار پایان را: از معماری اداری مشروطه و نقشآفرینی در گذار قاجار به پهلوی، تا بازگشت اضطراری در شهریور ۱۳۲۰ وقتی ایران اشغال شد و او متن استعفای رضاشاه را نوشت و انتقال قدرت به محمدرضا شاه را مدیریت کرد. در این اپیزود از راوکده، مسیر فروغی را از دارالفنون و تربیت تا مجلس، کابینه، پروندههای جنجالی مثل فراماسونری و قرارداد نفت ۱۹۳۳، و سپس سالهای حصر و بازگشتِ مردِ بحران دنبال میکنیم؛ تا به سؤال اصلی برسیم: فروغی ناجیِ ایران بود یا مهندسِ مشروعیت یک استبداد مدرن؟ سیاستمداری عملگرا که در بزنگاهها مذاکره را انتخاب کرد، یا چهرهای که همیشه کمهزینهترین راه را پیش پای کشور گذاشت؟
بابک خرمدین؛ سرداری که از دلِ کوهستانهای آذربایجان برخاست و نزدیک به دو دهه خلافت عباسی را درگیر جنگی کرد که فقط یک شورش محلی نبود، بلکه "نه" بلندِ یک ملت به مالیاتهای سنگین، تبعیض مذهبی و تحقیر هویت ایرانی بود. در این اپیزود از راوکده، از ریشههای خرمدینان و موجهای پیشابابک شروع میکنیم، به قلعهی بَذ و جنگهای کمینمحور در تنگههای ارسباران میرسیم، و مسیر رویارویی بابک با مأمون و معتصم را دنبال میکنیم؛ تا جایی که پای افشین به میدان باز میشود و جنگ وارد مرحلهای پیچیدهتر از شمشیر یعنی اطلاعات، جنگ روانی و بازیهای قدرت میشود.
حاجعلی رزمآرا؛ افسر با تحصیل کرده و در عین حال جاهطلبی که از قزاقخانه و سنسیر فرانسه به صندلی نخستوزیری رسید و فقط با سه گلوله وسط حیاط مسجد شاه، به معمایی دائمی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. کمتر از یک هفته بعد از ترورش، طرح ملی شدن صنعت نفت رأی آورد و راه برای دولت مصدق باز شد؛ قاتلش خلیل طهماسبی هم یک سال بعد در مجلس قهرمان ملی نام گرفت و آزاد شد. در این اپیزود از راوکده، روایت کامل زندگی و سرنوشت رزمآرا را میشنوید؛ از ارتش و دربار و نفت، تا فدائیان اسلام، آیتالله کاشانی و بازی های قدرت.
عکسِ آخرین صحنهی زندگیاش، ملافهای سفید است… و ساعتی کوکشده. در قسمت دوم این ماجرا روایتِ مردی را میبینیم که میانِ روشنفکری، سیاست، و مرگ ایستاد؛ از بازگشت به تهران و فضای باز پس از شهریور ۲۰ تا روزهای سرد پاریس و پایانِ در اتاقی بسته. در این قسمت از پادکست راوکده، قسمت دوم ماجرای صادق هدایت را میشنوید؛ از امیدِ کوتاهِ آزادی تا خودخواستهترین سکوتِ قرن!
نوزدهم فروردین سال ۱۳۳۰ بود. پاریس بوی بهار میداد و تو خیابون شامپیونه چراغ اتاق کوچیکی هنوز روشن مونده بود. توی اون اتاقِ اجارهای صادق هدایت، مردی که سالها از تنهایی و مرگ نوشته بود، برای آخرینبار با زندگی حسابش رو صاف کرده بود. بوی تندِ گاز از درزِهای درِ بیرون میزد و روی میز یادداشتی کوتاه جا گذاشته بود: "۱۲۵ فرانک برای کرایه صاحبخانه تا فردا، ۱۸ فرانک برای پول گازی که به زندگی من پایان میدهد، چند فرانک دیگر میماند که، مرگ من بیش از این خرج برمیدارد". همینقدر سرد، همینقدر حسابشده.... .
تصور کنید وسط کوههای خلخال ایستادید. جایی که بورانِ بیامان میوزه و برف تا کمر بالا اومده، و دو مرد خسته و یخ زده، در دلِ این طوفان گرفتار شدن. یکیشون میرزا کوچک خان، و اون یکی یار آلمانیاش هوشنگ که مدت ها دوشادوش اون جنگیده بود. و فردا صبح وقتی روستاییها از بالای گردنه میگذرن، با پیکر یخ زده سرداری روبه رو میشن که هنوز دستش روی قبضه تفنگه، و همونجا سر از بدنش جدا میشه و در مسیر خلخال تا رشت، و بعد تهران میگرده تا نشونهای باشه از پایان یک شورش یا شاید آغاز یک افسانه… .