حسین کامل المجید، داماد صدام حسین؛ از اوج قدرت و خیانت تا پایان خونین

حسین کامل المجید (۱۹۵۴ – ۱۹۹۶) یکی از چهره‌های جنجالی رژیم بعث عراق و داماد دیکتاتور این کشور صدام حسین بود. او که با دختر ارشد صدام، رغد حسین ازدواج کرده بود، در طول دهه ۱۹۸۰ به سرعت پله‌های قدرت را طی کرد و به یکی از نزدیک‌ترین افراد به صدام بدل شد. حسین کامل ابتدا به عنوان افسر گارد ریاست‌جمهوری عراق فعالیت می‌کرد و سپس با تکیه بر اعتماد و خویشاوندی خود با صدام، به سمت‌های حساسی چون ریاست کمیته صنایع نظامی و فرماندهی گارد ویژه صدام دست یافت. قدرت روزافزون او در ساختار حکومت بعث به حدی رسید که نقش مهمی در برنامه‌های تسلیحاتی و نظامی عراق ایفا می‌کرد. اما سرنوشت این مرد قدرتمند به شکلی دراماتیک رقم خورد؛ او که روزی مورد وثوق کامل صدام بود، بعدها به خائن بزرگ خانواده صدام تبدیل شد و با فرار جنجالی‌اش به اردن، موجی از پیامدهای سیاسی و امنیتی به راه انداخت. این گزارش به زندگی پر فراز و نشیب حسین کامل المجید، از اوج قدرت تا خیانت و سرانجام خونین او، می‌پردازد.

 

ظهور در سایه دیکتاتور عراق

حسین کامل حسن المجید در سال ۱۹۵۴ (۱۳۳۳ خورشیدی) در روستای «تل‌الذهب» در استان صلاح‌الدین عراق (نزدیک تکریت) زاده شد. خاندان المجید بخشی از عشیره «البوناصر» بودند که صدام حسین نیز به آن تعلق داشت. نسبت خانوادگی نزدیک حسین کامل با صدام (پدر حسین کامل پسر عموی صدام بود) باعث شد وی از جوانی به دایره نزدیکان دیکتاتور راه یابد. او در ۱۹۷۴، زمانی که صدام حسین هنوز معاون رئیس‌جمهور بود، به عنوان محافظ شخصی صدام انتخاب شد و بعدها آموزش‌های نظامی را گذراند و در سال ۱۹۷۹ با درجه ستوانی وارد ارتش شد.

اعتماد ویژه صدام به حسین کامل و نیز پیوند خانوادگی‌ای که در ادامه میانشان برقرار شد، مسیر ترقی را برای او هموار کرد. در سال ۱۹۸۳ صدام حسین دختر بزرگ خود رغد را به عقد حسین کامل درآورد (برادر کوچکتر حسین کامل به نام صدام کامل نیز اندکی بعد با دختر دیگر صدام یعنی رنا حسین ازدواج کرد). از این پس درجه‌ها و مناصب یکی پس از دیگری نصیب حسین کامل شد؛ به گواه یک مورخ عراقی، ازدواج با دختر صدام مانند سکوی پرتابی برای او بود که موجبات جهش‌های پی‌درپی در جایگاه نظامی‌اش را فراهم کرد.

حسین کامل در میانه جنگ ایران و عراق به مسئولیت‌های کلیدی گمارده شد. او از معدود افرادی بود که صدام حسین برای تصدی مناصب بسیار حساس امنیتی و نظامی به آنان اعتماد داشت. در دهه ۱۹۸۰ میلادی، حسین کامل نظارت بر گارد جمهوری – نخبه‌ترین نیروی نظامی عراق – را بر عهده گرفت. همچنین وی در سال ۱۹۸۷ رسماً وزیر صنایع نظامی عراق شد و تا ۱۹۹۵ در این سمت باقی ماند. به موازات آن، او با ایجاد یک تشکیلات امنیتی ویژه تحت فرمان خود و توسعه گارد ویژه ریاست‌جمهوری، به یکی از ستون‌های اصلی قدرت نظامی رژیم بعث بدل گردید. تحت مدیریت حسین کامل، گارد جمهوری تقویت شده و به بزرگ‌ترین و قدرتمندترین نیروی ارتش عراق تبدیل شد که خصوصاً در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد. صدام در اوایل دهه ۱۹۹۰ درجه فریق اول (ژنرال چهارستاره) را نیز به داماد خود اعطا کرد و نظارت بر برنامه مخفی سلاح‌های هسته‌ای، شیمیایی و بیولوژیک عراق را به او سپرد. به این ترتیب حسین کامل عملاً معمار و مدیر ارشد پروژه‌های تسلیحات کشتار جمعی عراق در آخرین سال‌های حکومت صدام بود.

 

اتهام جنایات جنگی و حذف رقیبان

شهرت حسین کامل تنها به دلیل نسب خانوادگی یا توان مدیریتی‌اش نبود، بلکه او متهم به دخالت مستقیم در سرکوب‌های خونین و جنایات جنگی رژیم صدام نیز شده است. حملات شیمیایی به حلبچه در سال ۱۹۸۸ که به کشتار حدود پنج‌هزار غیرنظامی کرد انجامید، از جمله رویدادهایی است که برخی منابع، فرماندهی میدانی آن را به حسین کامل نسبت داده‌اند. هرچند چهره‌هایی چون علی حسن المجید (عموزاده صدام ملقب به «علی شیمیایی») به عنوان آمر اصلی حملات شیمیایی شناخته می‌شوند، اما نقش حسین کامل در مدیریت و اجرای این عملیات نیز برجسته بوده است. علاوه بر این، در خلال انتفاضه شعبانیه ۱۹۹۱ (قیام شیعیان علیه حکومت صدام پس از جنگ خلیج فارس)، حسین کامل فرمان اعدام و سرکوب بی‌رحمانه شمار زیادی از معترضان و انقلابیون عراقی را صادر کرد. گزارش شده است که در جریان سرکوب قیام شیعیان در شهر کربلا، صدام حسین شخصاً به حسین کامل دستور داد به حرم امام حسین (ع) یورش ببرد و معترضان پناه‌گرفته در آنجا را قتل‌عام کند. روایت‌های پس از جنگ حاکی است که حسین کامل پیش از حمله به حرم، با تکبر خطاب به گنبد حرم گفت: «من حسین هستم و تو هم حسین هستی، ببینیم کدام‌یک زودتر دیگری را نابود می‌کند!» و آنگاه با شلیک گلوله‌ی تانک، گنبد حرم مطهر امام حسین (ع) را هدف قرار داد. این قبیل اقدامات خشونت‌بار، نام حسین کامل را در میان مردم عراق – به‌ویژه شیعیان و کردها – به عنوان فردی قسی‌القلب و بی‌رحم ثبت کرد.

حسین کامل علاوه بر جنایت علیه مخالفان و غیرنظامیان، درون ساختار قدرت نیز رقبایی داشت و در حذف آنان دریغ نمی‌کرد. او طی سال‌های حضورش در رأس نهادهای امنیتی، بسیاری از فرماندهان و چهره‌های بانفوذ را کنار زد یا به قتل رساند. برای نمونه فاضل البراک (رئیس پیشین سازمان اطلاعات عراق) از جمله افرادی بود که گفته می‌شود حسین کامل زمینه اعدامش را فراهم کرد. همچنین او متهم است که در یک نشست نظامی، پس از مشاجره لفظی شدید با چند تن از فرماندهان ارشد جنگ (از جمله بارق حَاج حَنطه، کامل ساجت الجنابی و عصمت صابر عمر)، دستور قتل آن‌ها را صادر کرده است. این واقعه موجب خشم پنهان صدام نسبت به حسین کامل شد؛ به‌طوری‌که هرچند رژیم بعث در ظاهر، آن فرماندهان مقتول را «شهید» معرفی کرد و مدعی شد در مأموریتی ویژه کشته شده‌اند، اما صدام حسین در دل از قدرت‌گیری بیش از حد دامادش و حذف خودسرانه نزدیکان حکومتی بیمناک شده بود. بدین ترتیب تا اوایل دهه ۹۰ میلادی، هرچند حسین کامل ظاهراً نفر دوم غیررسمی رژیم عراق به حساب می‌آمد، دشمنی‌های پنهان و رقابت‌های خطرناکی در درون حلقه قدرت برای او شکل گرفته بود.

یکی از مهم‌ترین خصومت‌ها، درگیری میان حسین کامل و عدی حسین (عدی صدام) بود. عدی حسین فرزند ارشد صدام، فردی تندخو، خشن و تشنه قدرت بود که هیچ‌کس را در مقام رقیب برنمی‌تابید. منابع مختلف اشاره کرده‌اند که رابطه عدی و حسین کامل به شدت تیره بود و نزاع قدرت میان داماد و پسر دیکتاتور، بالا گرفته بود. گفته می‌شود رقابت بر سر نفوذ بیشتر نزد صدام و حتی اختلاف بر سر غنائم جنگ کویت، از عوامل این کینه بود. در روایتی که بعدها منتشر شد، آمده است که عدی حسین یک بار در حال مستی و از خودبی‌خودشدن، ناگهان وارد مهمانی حسین کامل شد و بی‌مقدمه به سوی او تیراندازی کرد. هرچند در آن حادثه کسی آسیب جدی ندید، اما این رخداد پیامی روشن برای حسین کامل داشت: جان او و خانواده‌اش در خطر جدی قرار گرفته و عدی قصد حذف فیزیکی او را دارد. در واقع، در دربار خون‌ریز صدام، هر کس با عدی درگیر می‌شد آینده‌ای جز مرگ نداشت. حسین کامل که دشمنی توأمان عدی و احتمالأ شخص صدام را متوجه خود می‌دید، به این نتیجه رسید که باید دست به اقدامی مخاطره‌آمیز بزند.

 

فرار جنجالی به اردن و افشای اسرار رژیم

در اوت ۱۹۹۵ (مرداد ۱۳۷۴) حسین کامل تصمیمی گرفت که نه تنها زندگی خود، بلکه معادلات سیاسی عراق را دگرگون کرد. او به همراه برادرش صدام کامل و دو همسرشان (رغد و رنا، دختران صدام حسین) مخفیانه از عراق گریختند و به کشور همسایه اردن پناه بردند. این فرار خانوادگی پرماجرا در ۸ اوت ۱۹۹۵ رخ داد و بهت و غافلگیری کامل رژیم بعث را به دنبال داشت. دو داماد ارشد صدام بدون هیچ درگیری نظامی و با استفاده از خودروی شخصی و گذرنامه‌های رسمی از مرز عراق خارج شدند– اقدامی که نشان می‌داد برنامه فرار آنها از قبل و با دقت طراحی شده بود. (بعدها نزدیکان حسین کامل تأکید کردند که خروج او کاملاً به صورت عادی و بدون تبانی خارجی صورت گرفته و شایعات دربارهٔ همکاری سیا در فراری دادن او بی‌اساس است.)

ورود غافلگیرانه حسین کامل و همراهانش به اردن بازتابی وسیع در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی داشت. تنها سه روز پس از رسیدن به امان، او در ۱۲ اوت ۱۹۹۵ یک کنفرانس مطبوعاتی بزرگ در کاخ رغدان امان برگزار کرد و رسماً علیه صدام حسین اعلام مخالفت نمود. وی در این نشست خبری خود را رهبر جنبشی برای سرنگونی رژیم بغداد معرفی کرد و صریحاً از تلاشش برای کودتا علیه صدام پرده برداشت. اظهارات تند و افشاگری‌های حسین کامل در آن کنفرانس، موجی از شور و هیجان سیاسی به پا کرد و نام او را به سرعت در صدر خبرها قرار داد. بسیاری از ناظران بین‌المللی تصور می‌کردند که انشقاق چنین مهره بلندپایه‌ای از دل حکومت عراق، می‌تواند آغاز فروپاشی رژیم صدام باشد.

ملک حسین پادشاه اردن به گرمی از دو داماد فراری صدام استقبال کرد و به آن‌ها و خانواده‌هایشان پناهندگی سیاسی اعطا نمود. ملک حسین – که خود از خویشاوندان دور صدام نیز بود – ابتدا شخصاً با حسین کامل و برادرش دیدار کرد و سپس آن‌ها را میهمان دولت اردن ساخت. خانواده‌های حسین کامل در یکی از کاخ‌های سلطنتی (قصر الهاشمیه) در امان اسکان داده شدند و ملک عبدالله دوم (ولیعهد وقت اردن) به طور ویژه مسئول تامین امنیت آنان شد. شاه اردن حتی مقدمات دیدار بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل متحد با حسین کامل را فراهم کرد تا وی بتواند اطلاعات خود را در اختیار آنان بگذارد. حسین کامل که زمانی مجری برنامه‌های سری تسلیحاتی صدام بود، اکنون در نقش یک افشاگر ظاهر شد و تمام اسرار پنهان رژیم عراق در زمینه سلاح‌های کشتار جمعی را برای غربی‌ها برملا کرد. او تأیید کرد که حکومت بعث پیش از جنگ خلیج فارس، برنامه تولید سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیک داشته و حتی سلاح‌هایی را تولید و انبار کرده بود. وی همچنین جزئیات محرمانه‌ای از پروژه‌های موشک‌های دوربرد و اقدامات عراق برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را فاش ساخت. اعترافات کامل او به حدی بود که بازرسان سازمان ملل متحد پس از مدت کوتاهی اعلام کردند مسیر تحقیقاتشان درباره سلاح‌های ممنوعه عراق باید از نو و براساس اطلاعات حسین کامل دنبال شود. در واقع، خروج ناگهانی حسین کامل نقطه عطفی در پرونده خلع سلاح عراق ایجاد کرد، به طوری که خود سازمان ملل در گزارشی در سال ۱۹۹۹ اذعان نمود که تاریخ بازرسی‌های تسلیحاتی عراق به «دو دوره قبل و بعد از فرار حسین کامل» تقسیم می‌شود.

با این حال، طولی نکشید که رویای حسین کامل برای بسیج غرب علیه صدام رنگ باخت. او انتظار داشت کشورهای غربی و همسایگان عرب، از او به عنوان آلترناتیو حکومت بغداد حمایت کنند و شاید زمینه را برای رسیدن وی به قدرت فراهم آورند. اما چنین نشد؛ ایالات متحده و متحدانش هرچند ابتدا از فرار او استقبال کردند، در ادامه از دادن امتیاز جدی به او خودداری ورزیدند. سازمان سیا و دستگاه‌های اطلاعاتی غربی او را تخلیه اطلاعاتی کردند و تمام اطلاعات سری ممکن را از وی گرفتند، اما آنگونه که بعدها گزارش شد میزان اطلاعات مفید او کمتر از حد انتظارشان بود. به ویژه، حسین کامل در جریان بازجویی‌ها اعلام کرد که تمام ذخایر تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک عراق به دستور خودش پس از جنگ خلیج فارس نابود شده است و دیگر سلاح کشتار جمعی فعالی در عراق وجود ندارد. این ادعا که عراق دیگر سلاح ممنوعه ندارد، برای مخالفان خارجی صدام خوشایند نبود؛ چرا که توجیه اصلی فشارها بر رژیم بغداد وجود همان تسلیحات بود. از این رو برخی تحلیلگران معتقدند غربی‌ها اعتراف کلیدی حسین کامل مبنی بر انهدام سلاح‌ها را نادیده گرفتند یا حتی آن را مخفی نگه داشتند تا همچنان بتوانند به بهانه وجود سلاح‌های کشتار جمعی (WMD) به صدام فشار آورند.

در نهایت، برخورد سرد غرب حسین کامل را سرخورده و تنها کرد. لقب «صندوق اسرار صدام» که آمریکایی‌ها در روزهای نخست به او داده بودند، دیگر فایده‌ای برایش نداشت. طبق روایت حمید داودآبادی (نویسنده و رزمنده ایرانی)، مأموران سیا پس از اتمام بازجویی‌ها صریحاً به حسین کامل گفتند: «چون تو رئیس کارخانه‌های سلاح شیمیایی عراق بودی و جنایات زیادی مرتکب شده‌ای، نمی‌توانیم به تو پناهندگی بدهیم». دولت اردن نیز که نمی‌خواست بیش از این روابطش با همسایه قدرتمند شرقی تیره شود، از حسین کامل خواست خاک این کشور را ترک کند. به این ترتیب حدود شش ماه پس از پناهنده شدن، حسین کامل و همراهانش خود را در برزخی از بلاتکلیفی یافتند؛ نه راه پیش داشتند و نه راه پس. در داخل عراق، صدام آنها را خائن خطاب کرده و غیاباً به اعدام محکوم کرده بود. در خارج از عراق نیز دیگر جایی برایشان نبود. تنها روزنه امید، پیام آشتی‌جویانه‌ای بود که ناگهان از بغداد رسید.

 

بازگشت به بغداد؛ بخشش یا انتقام؟

در ژانویه ۱۹۹۶ (بهمن ۱۳۷۴) با کمال شگفتی، صدام حسین پیغامی محرمانه به اردن فرستاد و برای دامادهای فراری خود امان‌نامه صادر کرد. در این پیام آمده بود که چنانچه حسین کامل و برادرش به عراق بازگردند، «هر خطایی که مرتکب شده‌اند بخشوده خواهد شد». هنوز روشن نیست چه کسی نقش میانجی را ایفا کرد و این پیشنهاد را به گوش حسین کامل رساند؛ برخی منابع از ارتباطات خانوادگی و قبیله‌ای سخن گفته‌اند و بعضی حتی ملک حسین اردن را واسطه این پیام معرفی کرده‌اند. در هر صورت، این وعده بخشش غیرمنتظره بود. حسین کامل و صدام کامل پس از هفته‌ها انزوا در امان و از دست دادن موقعیت و نفوذ سابق خود، اکنون پیشنهاد بازگشت به خانه و آغوش خانواده را داشتند. هرچند سابقه صدام در پیمان‌شکنی و خشونت بر همگان آشکار بود، اما ظاهراً دو برادر که رؤیاهایشان برای آینده رنگ باخته بود، تصمیم گرفتند قول صدام را باور کنند و شانس خود را بیازمایند.

در ۲۰ فوریه ۱۹۹۶ (اول اسفند ۱۳۷۴) حسین کامل به همراه برادر و خانواده‌هایشان با اسکورت نیروهای امنیتی اردن تا مرز عراق بدرقه شدند. از سوی عراق نیز تیمی انتظارشان را می‌کشید؛ عدی و قصی حسین (دو پسر صدام) شخصاً در مرز حاضر بودند تا از آنها «استقبال» کنند. به محض ورود به خاک عراق، نیروهای امنیتی، حسین کامل و برادرش را از خانواده‌هایشان جدا کردند. طبق گزارش‌هایی که بعدها منتشر شد، عدی و قصی پس از دست‌دادن با دو داماد، رو به سوی بغداد سجده شکر به جا آوردند؛ گویی بازگشت طعمه به دام را جشن می‌گرفتند. از همینجا معلوم بود که ماجرای «بخشش» سرابی بیش نیست. صدام حسین در همان بدو ورود، فرمان داد که رغد و رنا (دخترانش و همسران حسین کامل و برادرش) فوراً از شوهرانشان طلاق بگیرند. عدی حسین شخصاً به خانه‌ای در بغداد که حسین کامل در آن اقامت اجباری داشت رفت و پس از کتک مفصل، دو برادر را مجبور کرد که برگه‌های طلاق همسرانشان را امضا کنند. بدین ترتیب حتی پیوند خانوادگی نیز گسسته شد تا صدام هیچ تعلق‌خاطر و رحم و شفقتی نسبت به دامادهای سابق خود احساس نکند.

حسین کامل و صدام کامل که دیگر قطع امید کرده بودند، به همراه پدرشان کامل حسن المجید مخفیانه به منزل یکی از خواهرانشان در محله «السیدیه» بغداد پناه بردند. اما تقدیر خونینی در راه بود که از چنگ آن گریزی نداشتند. عشیره البوناصر (طایفه صدام و حسین کامل) که از زمان فرار آنان سخت تحت فشار و سوءظن حکومت بود، اکنون فرصتی یافته بود تا با کشتن این “خائنان”، وفاداری خود را به صدام ثابت کند. بر اساس شواهد تاریخی، صدام عامدانه تصمیم‌گیری درباره سرنوشت حسین کامل را به شورای عشیره‌ای خانواده المجید واگذار کرد تا انتقام به شکل یک تصفیه خانوادگی جلوه کند. علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی (پسرعموی صدام و در عین حال عموی حسین کامل) رهبری این انتقام خونین را بر عهده گرفت. شامگاه ۲۳ فوریه ۱۹۹۶ (۴ اسفند ۱۳۷۴) گروهی متشکل از نیروهای قبیله‌ای مسلح و یگان‌هایی از گارد ویژه، خانه محل اختفای حسین کامل را محاصره کردند. مهاجمان خانواده کامل را به تسلیم فراخواندند، اما پاسخ آن‌ها مقاومت مسلحانه بود. در نتیجه نبردی سنگین درگرفت که ۱۲ تا ۱۳ ساعت ادامه یافت. طی این درگیری طولانی، خانه با انواع سلاح‌های نیمه‌سنگین و حتی آرپی‌جی گلوله‌باران شد. ابتدا صدام کامل (برادر حسین) و سپس پدرشان و نیز چند زن و کودک از بستگان نزدیک که در خانه بودند، همگی در تیررس مهاجمان کشته شدند. حسین کامل آخرین نفر بود که تا ساعت‌ها در برابر نیروهای علی حسن المجید مقاومت کرد و چندین تن را از پای درآورد، اما سرانجام با اتمام مهمات و هجوم نهایی مهاجمان، از پای درآمد و به قتل رسید.

فردای آن روز، دستگاه تبلیغاتی رژیم بعث اعلام کرد «دو خائن بزرگ به وطن در درگیری با نیروهای وفادار به صدام کشته شدند». اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. گزارش‌های بعدی حاکی از آن است که صدام حسین برای محو هرگونه ردپای احتمالی این خیانت خانوادگی، دستور حذف دیگر افراد دخیل را نیز داد. به روایت منابع ایرانی، ساعتی پس از اتمام عملیات کشتن حسین کامل، نیروهای گارد جمهوری به بهانه برقراری نظم وارد عمل شدند و پدر و برادران حسین کامل (دیگر اعضای عشیره که در حمله شرکت داشتند) را نیز از بین بردند. چند روز بعد، صدام حسین دستور داد اجساد کامل حسن (پدر حسین کامل) و پسرانش طی مراسمی رسمی به عنوان «شهدای قهرمان میهن» در بغداد تشییع و دفن شوند. بدین سان، پرونده زندگی مردی که روزی داماد محبوب صدام بود، با خیانت، انتقام خانوادگی و پایانی فجیع بسته شد. دو دختر صدام، رغد و رنا، در یک چشم برهم زدن بیوه شدند و نوه‌های صدام نیز پدران خود را از دست دادند.

در تحلیل چرایی این رخداد هولناک، برخی ناظران معتقد بودند صدام واقعاً در نظر داشت دامادهایش را عفو کند اما خشم طایفه‌ای نسبت به حسین کامل به حدی بود که دیگر از کنترل دولت خارج شد و عشیره البوناصر خود رأسا حکم قتل او را به اجرا گذاشت. با این حال اکثریت تحلیلگران بر این باورند که «بخشش صدام» چیزی جز یک تله حساب‌شده نبود؛ صدام با این نیرنگ، هم حسین کامل افشاگر و خطرناک را به کشور بازگرداند و نابود کرد، هم به سایر نزدیکانش پیامی روشن فرستاد که خیانت به او حتی اگر بخشوده شود، هرگز بی‌تاوان نخواهد ماند.

 

میراث سیاسی و سرنوشت بازماندگان

ماجرای خیره‌کننده حسین کامل، تأثیرات سیاسی و تاریخی قابل توجهی بر جا گذاشت. اطلاعاتی که او در مدت اقامتش در اردن فاش کرد، برای سال‌ها بهانه ادامه تحریم‌های فلج‌کننده علیه عراق شد. بازرسان سازمان ملل تا لحظه سقوط صدام در ۲۰۰۳، به استناد داده‌های حسین کامل، همچنان در جستجوی سلاح‌های پنهان عراق بودند و دولت بغداد را تحت فشار نگاه داشتند. جورج بوش و دیگر مقام‌های آمریکایی پیش از حمله ۲۰۰۳ به عراق، مکرراً به اظهارات حسین کامل استناد می‌کردند تا وجود زرادخانه خطرناک در عراق را توجیه کنند. جالب آنکه پس از اشغال عراق و روشن‌شدن حقیقت، مشخص شد اعتراف مهم حسین کامل در سال ۱۹۹۵ (مبنی بر نابودی تمام سلاح‌های کشتار جمعی) درست بوده و رژیم صدام واقعاً پس از ۱۹۹۱ سلاح قابل توجهی در اختیار نداشت. بدین ترتیب یکی از بزرگ‌ترین دروغ‌های سیاسی (وجود WMD در عراق ۲۰۰۳) عملاً با نادیده گرفتن بخشی از اسرار حسین کامل ممکن شد.

از سوی دیگر، داستان زندگی و مرگ حسین کامل برای سال‌ها به صورت یک عبرت تاریخی در جهان عرب نقل می‌شد. مخالفان صدام حسین از او به عنوان نماد اختلافات داخلی رژیم بعث و بی‌رحمی خاندان صدام یاد می‌کردند. در عراق پساصدام نیز، هر از چندی موضوع حسین کامل در رسانه‌ها مطرح شده است. رغد حسین (دختر صدام و بیوه حسین کامل) که پس از سال ۱۹۹۶ در اردن اقامت داشت، بعدها در مصاحبه‌هایی به دفاع از پدرش صدام پرداخت ولی در مورد شوهرش حسین کامل نظرات ضد و نقیضی ابراز کرده است. او گرچه حسین کامل را پدر فرزندانش می‌داند، اما اقدام او در خیانت به پدرش را نمی‌بخشد و آن را اشتباهی مرگبار تلقی می‌کند. حریر حسین کامل دختر حسین کامل نیز در سال‌های اخیر کتابی درباره خاطراتش منتشر کرده که در آن بر وجود خصومت شدید میان پدرش و عدی و قصی و نیز وحشت حسین کامل از صدام حسین صحه می‌گذارد. بدین ترتیب روایت‌های خانواده خود حسین کامل هم تاییدی است بر اینکه او از بیم جانش در صدد برآمد به هر طریق ممکن از چنگ صدام بگریزد.

سرانجام، نام حسین کامل المجید در تاریخ معاصر عراق به عنوان بالاترین مقام جداشده از رژیم صدام به ثبت رسیده است. کسی که روزگاری مهره کلیدی در ماشین جنگی و سرکوب بعث بود، با یک تصمیم مخاطره‌آمیز مسیر تاریخ را تغییر داد. خیانت او ضربه‌ای مهلک بر پیکر هیبت خاندان صدام وارد کرد، اما به بهای جان خودش و عزیزانش تمام شد. پرونده حسین کامل نشان داد که در نظام‌های استبدادی، وفاداری خانوادگی نیز در سایه هوس قدرت رنگ می‌بازد و پایان خائن، هر که باشد، جز مرگ نخواهد بود.

 

برای اینکه ابعاد کامل زندگی داماد حسین کامل و فجایع آن را بیشتر درک کنید پیشنهاد میکنیم ویدئوکست زندگی و سرنوشت حسین کامل المجید را در یوتیوب پادکست راوکده تماشا کنید.

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را بیان کنید (ایمیل شما در هیج کجا منتشر نخواهد شد).

یک + 4 =

حمایت از راوکده

برای همراهان و دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره رایگان

مستند و ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

موزیک و ترانه های اپیزودها

در کانال تلگرامی راوکده

اخبار و روزمرگی‌ها

در پست و استوری های اینستاگرام

در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، ایران با قطع کامل اینترنت به مدت بیست روز روبرو شد که یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های دیجیتال در تاریخ کشور به شمار می‌آید. این قطعی نه تنها به اقتصاد دیجیتال آسیب زد، بلکه صنعت پادکست و ویدئوکست ها را نیز دچار چالش‌های جدی کرد. پادکست‌ها که روز به روز در ایران محبوب‌تر می‌شدند، به عنوان یکی از رسانه‌های مستقل و پرطرفدار در کشور شناخته می‌شدند، اما در این مدت نه تنها ارتباطات آنلاین آن‌ها قطع شد، بلکه امکان بارگذاری، انتشار و دریافت بازخورد از مخاطبان از دست رفت.
حسین کامل المجید (۱۹۵۴ – ۱۹۹۶) یکی از چهره‌های جنجالی رژیم بعث عراق و داماد دیکتاتور این کشور صدام حسین بود. او که با دختر ارشد صدام، رغد حسین ازدواج کرده بود، در طول دهه ۱۹۸۰ به سرعت پله‌های قدرت را طی کرد و به یکی از نزدیک‌ترین افراد به صدام بدل شد. حسین کامل ابتدا به عنوان افسر گارد ریاست‌جمهوری عراق فعالیت می‌کرد و سپس با تکیه بر اعتماد و خویشاوندی خود با صدام، به سمت‌های حساسی چون ریاست کمیته صنایع نظامی و فرماندهی گارد ویژه صدام دست یافت. قدرت روزافزون او در ساختار حکومت بعث به حدی رسید که نقش مهمی در برنامه‌های تسلیحاتی و نظامی عراق ایفا می‌کرد. اما سرنوشت این مرد قدرتمند به شکلی دراماتیک رقم خورد؛ او که روزی مورد وثوق کامل صدام بود، بعدها به خائن بزرگ خانواده صدام تبدیل شد و با فرار جنجالی‌اش به اردن، موجی از پیامدهای سیاسی و امنیتی به راه انداخت. این گزارش به زندگی پر فراز و نشیب حسین کامل المجید، از اوج قدرت تا خیانت و سرانجام خونین او، می‌پردازد.
در نوامبر ۲۰۲۱، خبری تکان‌دهنده رسانه‌های اسرائیل را به خود مشغول کرد: عمری گورن، مرد ۳۷ ساله‌ای که سال‌ها به عنوان نظافتچی در خانه بنی گانتز (وزیر دفاع وقت اسرائیل) کار می‌کرد، به اتهام پیشنهاد جاسوسی برای ایران بازداشت شد. این رویداد یک خدمتکار به‌ظاهر معمولی را به محور یک ماجرای جنجالی امنیتی بین ایران و اسرائیل تبدیل کرد. داستان عمری گورن پرده از رخنه‌ای امنیتی برداشت که نشان می‌داد چگونه یک نیروی خدماتی در قلب تشکیلات دفاعی اسرائیل توانست بدون جلب توجه، به اطلاعات حساس دسترسی پیدا کند. در این مقاله به طور جامع به زندگی و پرونده عمری گورن – از پیشینه و انگیزه‌های او تا جزئیات دادگاه و واکنش‌های پیرامون این ماجرا – می‌پردازیم.

یوتیوب راوکده: هر 7 روز یک ویدئوکست جدید!​

ما در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست‌های جذابی از بیوگرافی افراد تاریخی و معاصر منتشر می‌کنیم. همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار می‌دهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکست‌های جدید را هفت روز یکبار منتشر می‌کنیم.