شب یلدا (یا شب چله) طولانیترین شب سال و از کهنترین جشنهای ایرانی است. نام «یلدا» برگرفته از واژهای در زبان سریانی بهمعنای زایش و تولد است. در منابع تاریخی مانند آثار ابوریحان بیرونی نیز از این شب با عنوان «میلاد اکبر» یاد شده که منظور همان تولد خورشید است. ایرانیان به این شب شب چله هم میگویند، چرا که از فردای آن، چهل روز اول زمستان (چلهٔ بزرگ) آغاز میشود. برخی پژوهشها نشان میدهد که آیین شب یلدا احتمالاً سابقهای چند هزار ساله دارد و حتی برخی باستانشناسان قدمت آن را تا ۷۰۰۰ سال نیز تخمین زدهاند. با این حال، بهطور رسمی نخستین شواهد تاریخی از برگزاری این جشن به حدود سال ۵۰۲ پیش از میلاد در زمان داریوش یکم هخامنشی بازمیگردد که در تقویم ایران باستان وارد شده است. این امر نشان میدهد یلدا از روزگار باستان بخش مهمی از فرهنگ مردمان این سرزمین بوده است.
شب یلدا در ایران باستان
در دوران باستان، زندگی مردم عمدتاً بر پایه کشاورزی بود و گردش فصلها و طول روز و شب تأثیری مستقیم بر معاش آنها داشت. مردمان کهن متوجه شده بودند که در اواخر پاییز روزها به کوتاهترین حد خود میرسند و به دنبال آن از ابتدای زمستان طول روزها دوباره افزایش مییابد. آنان این تحول کیهانی را به چشم نبرد همیشگی روشنایی و تاریکی میدیدند: پیروزی نور خورشید بر ظلمت شب. بدین ترتیب شب یلدا را که بلندترین شب سال و مصادف با انقلاب زمستانی است، به عنوان لحظهٔ تولد دوبارهٔ خورشید جشن میگرفتند. در باور آیین میترائیسم (مهرپرستی) که پیش از ظهور زرتشت در ایران رواج داشت، شب یلدا زمان زایش ایزد مهر (میترا)، خدای خورشید و نور، به شمار میرفت. از این رو فردای یلدا که روزها بلندتر میشدند را نمادی از پیروزی مهر و اورمزد (خیر و روشنایی) بر اهریمن (شر و تاریکی) تلقی میکردند. بسیاری بر این باورند که آیینهایی نظیر جشن دیناسالیس سولیس اینویکتی (تولد خورشید شکستناپذیر) در روم باستان و حتی تاریخ ۲۵ دسامبر (کریسمس) نیز بیتأثیر از این سنتهای کهن نبودهاند.
از آنجا که تاریکی بلندترین شب سال را نحس و نامیمون میپنداشتند، نیاکان ما در شب یلدا گرد هم جمع میشدند و تا سپیدهدم بیدار میماندند. آتش افروختن یکی از رسوم رایج بود تا با روشنایی آتش، نیروهای اهریمنی تاریکی دور شوند. همچنین برای گرامیداشت تولد خورشید، سفرهای آیینی پهن میکردند که به آن سفرهٔ یلدا یا سفرهٔ چله میگفتند. روی این سفره انواع خوراکیهای ویژهٔ فصل قرار میگرفت که نمادی از برکت و روشنایی بودند. منابع تاریخی اشاره کردهاند که ایرانیان باستان این سفره را «میَزد» مینامیدند و بر آن میوههای تازه و خشک نگهداریشده از تابستان، آجیل و خوراکهای مقدس میچیدند. رنگ سرخ در این آیین اهمیت داشت، چرا که نماد نور خورشید بود؛ به همین دلیل میوههای سرخی چون انار و هندوانه جایگاه ویژهای در سنت یلدا پیدا کردند. مردم با خوردن خوراکیها، نوشیدن نوشیدنیهایی مانند شراب سرخ، شادی و پایکوبی، خود را تا دمیدن اولین پرتوهای خورشید سرگرم میکردند تا آن شب بلند و شوم را به صبح برسانند.
آیینها و رسوم شب یلدا
یکی از دلایل ماندگاری یلدا در فرهنگ ایرانی، آیینها و رسوم زیبای آن شب است که طی قرون کمابیش دستنخورده باقی ماندهاند. دیدار خانوادگی در این شب اهمیت محوری دارد؛ خانوادهها و دوستان در منزل بزرگتر فامیل گرد هم میآیند. اعتقاد بر این است که حضور جمعی افراد و گفتگو و خنده، سردی و تاریکی این شب طولانی را قابل تحمل و حتی خاطرهانگیز میکند.
برخی از مشهورترین رسمهای شب یلدا عبارتاند از:
خوراکیها و سفره یلدا: غذاها و تنقلات شب یلدا تنوع زیادی دارند. مهمترین آنها میوههای نمادین این شب هستند که شامل انار و هندوانه میشود. انار دانشده و هندوانهی تزئینشده پای ثابت سفره یلدا هستند، چرا که رنگ سرخ دانههای انار و گوشت هندوانه یادآور سرخی خورشید و گرمای زندگی در دل زمستان است. علاوه بر این، معمولا آجیل و خشکبار مخصوص یلدا فراهم میشود؛ از جمله پسته، بادام، فندق، گردو، کشمش، انجیر خشک، توت خشک، برگهی هلو و زردآلو. در گذشته به مخلوط آجیل و میوههای خشک اصطلاحاً لُرک (واژهای در آیین زرتشتی) میگفتند که جزئی از سفره آیینی محسوب میشد. در برخی خانوادهها شام ویژهای نیز تدارک دیده میشود؛ مثلاً سبزیپلو با ماهی یا آش رشته به عنوان غذای شب یلدا در بعضی مناطق ایران مرسوم است. در مجموع، سفره رنگارنگ شب چله با خوراکیهای متنوع خود، نمادی از وفور نعمت و شکرگزاری برای برداشتهای تابستانی است.
تفأل و فال حافظ: یکی از شیرینترین رسوم شب یلدا فال گرفتن از دیوان حافظ شیرازی است. معمولاً بزرگ خانواده با صدای بلند شعر حافظ را میخوانَد و دیگران تفسیر آن را به نیت فردی که فال گرفته تعبیر میکنند. این سنت که از حدود دوران قاجار رایج شده، امروزه جزئی جدانشدنی از دورهمیهای یلدایی است و نوعی تفنن معنوی و شاعرانه به محفل میبخشد. جالب این که به دلیل محتوای پربار و امیدبخش اغلب غزلهای حافظ، معمولاً فالهای یلدا نتیجهای دلگرمکننده و شادیآفرین دارند.
شاهنامهخوانی و قصهگویی: سنت قصه گفتن و شعرخوانی توسط بزرگان خانواده از دیرباز زینتبخش شب یلدا بوده است. در گذشته که سرگرمیهای امروزی وجود نداشت، شبنشینیهای طولانی بهترین فرصت برای نقل داستانهای کهن بود. بسیاری از خانوادهها به خواندن داستانهای شاهنامه فردوسی یا حکایتهای ملی و محلی میپرداختند. نقالی و شاهنامهخوانی به شیوهی نمایشی نیز در برخی جمعها انجام میشد که هیجان خاصی به شب یلدا میداد. بزرگترهای فامیل خاطرات و حکایتهای دوران جوانی خود را برای نسل جدید بازگو میکنند و بدین ترتیب پلی ارتباطی میان گذشته و حال ایجاد میشود. این رسم زیبای ادبی و شفاهی، هم به حفظ میراث فرهنگی کمک میکند و هم لحظاتی صمیمانه و پندآموز برای خانواده فراهم میآورد.
کرسینشینی و دورهمی زمستانی: در گذشتههای نهچندان دور، وسیلهٔ گرمایش خانهها کرسی بود؛ میز چهارپایه کوتاهی که روی آن لحافی ضخیم میانداختند و زیرش منقل ذغال قرار میدادند. کرسینشینی بخشی از خاطرات یلدای نسلهای قبل است. اعضای خانواده در طول شب زیر کرسی گرم دور هم جمع میشدند، تنقلات میخوردند و صحبت میکردند تا صبح شود. امروزه با وجود بخاری و وسایل گرمایشی مدرن، آن رسم سنتی کمرنگ شده اما همچنان خاطرهانگیز است و نمادی از صمیمیت خانواده در شبهای سرد زمستان به شمار میرود. بسیاری از ضربالمثلها و تعبیرهای فرهنگی ما (مثل پای کرسی نشستن) از همین رسم میآید.
هدایای ویژه شب یلدا: یکی دیگر از رسوم جالب، فرستادن خوانچه و هدایا برای نوعروسان است. در برخی مناطق ایران (به ویژه آذربایجان، کردستان، گیلان و مازندران)، مرسوم است خانوادهٔ داماد در اولین یلدای پس از نامزدی یا ازدواج، سینی تزئینشدهای شامل میوههای یلدایی، شیرینی و هدایا را به خانه عروس بفرستند. هندوانهای که روی آن نقش و نگار دادهاند یا انارهایی که با روبان قرمز تزئین شدهاند در این خوانچه دیده میشود. این رسم شیرین شب چلهای برای عروس، نشاندهندهٔ احترام به او و خانوادهاش و ابراز محبت از سوی خانواده داماد است.
علاوه بر موارد فوق، در هر منطقه از ایران ممکن است آداب خاصی برای شب چله وجود داشته باشد. برای مثال در خطه شمال «فال گوش ایستادن» یا «شالاندازی» (آویختن شال از پشتبام همسایه برای گرفتن هدیه)، در خراسان جنوبی تهیه دسری به نام کفزنی (کفی سفید رنگ از ریشه گیاه چوبک) و در مناطق لرنشین فال چهلسرو مرسوم بوده است. اما وجه مشترک همه این آیینها گردهمآیی اقوام، تقسیم شادیها و پاسداشت روشنایی و خورشید در طولانیترین شب سال است.
شب یلدا در شعر و ادبیات
یلدا به واسطهٔ مفهوم سمبلیک خود (شب بلند و تاریک که نویدبخش سپیده و روشنایی است) در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای یافته است. بسیاری از شاعران کلاسیک از استعارهٔ شب یلدا برای بیان دشواریها، فراق و انتظار استفاده کردهاند. شب یلدا در اشعار به عنوان نماد شب طولانی هجران و ظلمت میآید که در مقابل سپیدهٔ امیدبخش وصال و روشنی قرار میگیرد. برای نمونه، حافظ شیرازی دوران ظلم و جور حاکمان را به شب یلدایی تشبیه میکند که دراز و تاریک است:
صحبتِ حُکّام، ظلمت شبِ یلداست
نور ز خورشید جو، بو که برآید
در این بیت معروف، حافظ طولانی شدن ظلم پادشاهان را به طولانیترین شب سال مانند کرده و امید به ظهور نور حق را معادل سپیدهدم پس از شب یلدا دانسته است. سعدی شاعر بزرگ دیگر، در غزلی زیبا بهگونهای خیالانگیز میسراید: «گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست». منظور او این است که معشوق با طلوع چهرهاش، تیرگی شب یلدایی را از میان برده گویی قیامت برپا شده و روز رستاخیز دمیده است.
علاوه بر حافظ و سعدی، بسیاری از شاعران دیگر همچون مولوی، خواجوی کرمانی، اوحدی مراغهای، قاآنی، پروین اعتصامی، اقبال لاهوری و … در اشعار خود از ترکیب شب یلدا بهره بردهاند. این حضور پررنگ در ادبیات نشان میدهد شب یلدا چقدر با ذهن و زبان فارسیزبانان عجین شده و از عرصهٔ فرهنگ عامه فراتر رفته و به متون فاخر راه یافته است. در واقع، یلدا برای ایرانیان فقط یک شب تقویمی نیست، بلکه مفهومی نمادین است برای بیان تاریکیهای موقت زندگی و امید به روشناییهای آینده.
یلدا پس از اسلام تا امروز
با ظهور اسلام در ایران، بسیاری از جشنها و آیینهای باستانی یا دچار تغییر شدند یا به فراموشی سپرده شدند. اما شب یلدا از جمله آیینهایی بود که نه تنها حذف نشد بلکه به شکل مراسمی خانوادگی و معنوی به حیات خود ادامه داد. یکی از دلایل پذیرش یلدا در دوران اسلامی آن بود که این جشن را میشد صرفاً به عنوان فرصتی برای صلهرحم (دیدار خویشان) و شکرگزاری از نعمتهای خداوند تفسیر کرد. در واقع حاکمان و فرهنگ اسلامی با نگاهی جدید به یلدا نگریستند؛ شبی برای نزدیکی خانوادهها، ذکر خدا و شادی حلال که منافاتی با اعتقادات دینی نداشت. از همین رو، یلدا طی قرون پس از اسلام نیز گرامی داشته شد و حتی نقل است که خلفا و سلاطین در دربار خود این شب را جشن میگرفتند و به شعرخوانی و مهمانی میپرداختند.
در دوران معاصر، یلدا همچنان با شور و شکوه برگزار میشود و شاید امروز پررنگتر از هر زمان دیگری در میان ایرانیان جای دارد. هر سال در شب ۳۰ آذر، خانوادههای ایرانی از هر قوم و مذهبی این سنت ملی را پاس میدارند. این آیین زیبا در فرهنگ کشورهای همجوار با حوزهٔ تمدن ایرانی نیز حضوری دیرینه دارد؛ در افغانستان، تاجیکستان و برخی مناطق دیگر آسیای میانه، مردم شب چله را مشابه ایران جشن میگیرند. مهاجران و ایرانیان دور از وطن نیز مراسم یلدا را در اقصی نقاط جهان زنده نگه داشتهاند و با گردهمایی در این شب، هویت فرهنگی خود را گرامی میدارند.
یلدا به عنوان بخشی از میراث فرهنگی ایران، اخیراً مورد توجه جهانی نیز قرار گرفته است. در سال ۲۰۲۲ میلادی (آذر ۱۴۰۱ شمسی) سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد یونسکو، آیین شب یلدا/چله را به عنوان میراث فرهنگی ناملموس مشترک ایران و افغانستان به ثبت جهانی رساند. این ثبت جهانی نه تنها اهمیت تاریخی و فرهنگی یلدا را تأیید میکند، بلکه یادآور اشتراکات فرهنگی ملتهای منطقه است. به دنبال این اقدام، تلاشهایی نیز برای جهانیشدن هرچه بیشتر یلدا صورت گرفته و هر ساله پیامهای تبریک از سوی شخصیتهای جهانی به مناسبت شب یلدا منتشر میشود که نشاندهندهٔ آوازهٔ این جشن کهن در سطح بینالمللی است.
با این حال، شب یلدا بیحاشیه نیز نبوده است. در سالهای اخیر بحثهایی در فضای فرهنگی و اجتماعی ایران پیرامون این جشن مطرح شد که جنبهای جنجالی به یلدا داد. برای مثال، در سال ۱۴۰۲ خورشیدی شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کرد که در تقویم رسمی سال ۱۴۰۳، عنوانی جدید به نام شب یلدا افزوده خواهد شد. بر اساس این مصوبه، ۳۰ آذر (شب یلدا) با عنوان دولتیِ طولانی «روز ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان» نامگذاری شد. این تصمیم با واکنش گسترده افکار عمومی مواجه گردید و بسیاری آن را تلاشی برای کمرنگ کردن نامهای اصیل کهن دانستند. با وجود تصویب این تغییر نام در تقویم رسمی، مردم کماکان از همان نام دیرینهٔ «شب یلدا» استفاده میکنند و این نشان میدهد پیوند عاطفی جامعه با این واژه تاریخی چقدر عمیق است. به موازات این ماجرا، در همان سال پویشی دولتی به نام «یلدای مهربانی» برای کمک به نیازمندان به راه افتاد که انتقادهایی را برانگیخت؛ برخی معتقد بودند اینگونه کمپینها نباید جایگزین اقدامات ریشهای در رفع فقر شوند. همچنین در برخی مناطق بسیار محافظهکار، کوششهایی برای محدودکردن تجمعات یلدایی صورت گرفت؛ از جمله اتاق اصناف شهر مشهد در آذر ۱۴۰۲ اعلام کرد هرگونه جشن عمومی یلدا ممنوع است. این اخبار بازتاب زیادی در شبکههای اجتماعی داشت و خود گواه اهمیت بالای یلدا در میان مردم است که هرگونه دخالت در برگزاری آن را برنمیتابند.
امروز در میانهٔ قرن جدید خورشیدی، یلدا همچنان به عنوان شب اتحاد، شادی و امید در فرهنگ ما زنده است. هرچند جلوههای اجرای این جشن با گذشته تفاوتهایی پیدا کرده – مثلاً از کرسی به بخاری و از نقل داستان به تماشای ویدیو تغییر شکل داده – اما روح اصلی آن که همانا در کنار هم بودن خانواده و پاسداشت روشنایی است، دستنخورده باقی مانده است.
حرف آخر
شب یلدا صرفاً ورق خوردن یک برگ در تقویم نیست، بلکه آیینی نمادین و خاطرهساز است که نسل به نسل منتقل شده و هویت فرهنگی ایرانیان را غنیتر کرده است. تاریخچهٔ یلدا نشان میدهد که این جشن چگونه از دل باورهای کشاورزی مردم باستان زاده شد، در آیین مهرپرستی تقدس یافت، در دوران امپراتوریهای ایرانی رسمیت پیدا کرد، پس از ورود اسلام دچار دگرگونی معنا شد ولی هرگز به فراموشی سپرده نشد. یلدا تا امروز ادامه یافته، هر سال پربارتر و جهانیتر از قبل جشن گرفته میشود و پیامآور دوستی، عشق خانوادگی و امید به آینده است. در شب یلدا، ایرانیان فارغ از هر اختلافی گرد هم میآیند، تاریکی طولانی را با نور محبت و صمیمیت کوتاه میکنند و با چشم دوختن به اولین شعاع صبح زمستانی، به خود یادآوری میکنند که پایان شب سیه، سپید است. شاید راز ماندگاری شب یلدا در همین پیام ساده اما عمیق نهفته باشد: هیچ ظلمت و سرمایی پایدار نیست و سرانجام روشنایی و گرما فرا خواهد رسید. به قول شاعر شیرینسخن مولانا جلالالدین بلخی: «این نیز بگذرد…»